کوه‌نورد مشهور جهان «پیتر هبلر» به ایران می‌آید/سخنرانی«هبلر» ۱۷ آبان درتهران

بر اساس هماهنگی‌های صورت گرفته به واسطه حضور «پیتر هبلر» در «ایران» در آبان ماه سالجاری، این کوه‌نورد نامدار اطریشی ضمن بازدید از چند شهر کشورمان، روز شنبه ١٧...

گزارش تدارکات مسابقه و همایش دوچرخه سواری بندر انزلی

"مسابقات دوچرخه سواری قهرمانی استان گیلان به میزبانی هیئت دوچرخه سواری بندرانزلی و به مناسبت هفته دفاع مقدس در تاریخ  93/6/28 به مسافت ۴۵ کیلومتر از میدان فرزانه...

گزارش صعود به دماوند: جبهه شرقی به شمال شرق از روستای گزانه

← گزارش صعود به دماوند: جبهه شرقی به شمال شرق از روستای گزانه ...

از صعودهای به اصطلاح فنی و شتاب زده تا شلوارک پوشان دمپایی به پا

  ارسالی از : بهداد جفرودی * انسان طی توالی فرهنگی خود در طول تاریخ از عصر پارینه سنگی تا به امروز همواره درحال یادگیری آموزه های...

پائیز 93

تقویم ورزشی فصل پاییز گروه کوهنوردی دامون بندر انزلی منتشر شد.

تقویم آموزشی 6 ماهه دوم هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی شهرستان بندر انزلی

تقویم آموزشی 6 ماهه دوم هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی شهرستان بندر انزلی علاقه مندان به شرکت در کلاسهای آموزشی کوهنوردی به اطلاع می رساند، "هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی شهرستان...

درباره لوگوي گروه دامون بیشتر بدانيم .

ارسالی از حمید نوربخش   مجسمه‌ی «کوهنورد ایرانی» میدان دربند، این روزها شاهد رفت و آمد کسانی است که با آغاز روزهای سرد سال، برای انجام ورزش‌های زمستانی و کوه‌نوردی به...

ییلاق آرننگاه (21 شهریور 93)

گزارش صعود به ییلاق آرننگاه در شفت تاریخ اجرا: 21/6/1393 سرپرست: امیر داداشی راهنما: آقای عزیز زاده جلودار: حمید نوربخش عقب دار: نیما دریاگرد کوهیاران: مینا نوری زاد-...

تاریخچه سنگ نوردی

تاریخچه سنگ نوردی ارسالی از : حسین صالحی سنگ نوردی ورزشی به قدمت کوهنوردیست. صعود کوه ها به ویژه کوه های آلپ در اروپا...

اطلاعیه: قابل توجه گروههای کوهنوردی بندر انزلی

اطلاعیه: قابل توجه گروههای کوهنوردی بندر انزلی گروهها جهت دریافت مجوز برای برنامه های صعود اینگونه عمل نمایند. احتراما به اطلاع مسئولین و هماهنگ کنندگان برنامه های کوهنوردی می رساند، طیق...

اطلاعیه: فروش تجهیزات و لوازم کوهنوردی

اطلاعیه: فروش تجهیزات و لوازم کوهنوردی   بدینوسیله به اطلاع طبیعت دوستان و کوهنوردان عزیز می رساند طبق آخرین اخبار رسیده از مسئول کارگروه روابط عمومی هیئت کوهنوردی بندرانزلی، جناب آقای حامد...

گپی با منیره شجری کهن (بخش دوم)

"علم طراحی تمرین، در این ورزش مورد توجه قرار نمی گیرد." آنچه در بخش اول گپی با منیره شجری کهن خواندیم برای ما نقطه ی آغازی شد تا...

برنامه شش ماهه دوم سال 93 هیئت کوهنوردی شهرستان بندر انزلی

برنامه شش ماهه دوم سال 93 هیئت کوهنوردی شهرستان بندر انزلی (http://anzaliclimb.blogfa.com/post/18) را ملاحظه نمائید.

کوه‌نورد مشهور جهان «پیتر هبلر» به ایران می‌آید/سخنرانی«هبلر» ۱۷ آبان درتهران

بر اساس هماهنگی‌های صورت گرفته ...

گزارش تدارکات مسابقه و همایش دوچرخه سواری بندر انزلی

"مسابقات دوچرخه سوار...

گزارش صعود به دماوند: جبهه شرقی به شمال شرق از روستای گزانه

← گزارش صعود به دماوند: جبهه شرق...

از صعودهای به اصطلاح فنی و شتاب زده تا شلوارک پوشان دمپایی به پا

  ارسالی از : بهدا...

پائیز 93

تقویم ورزشی فصل پاییز گروه کوهنو...

تقویم آموزشی 6 ماهه دوم هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی شهرستان بندر انزلی

تقویم آموزشی 6 ماهه دوم هیات کوهن...

درباره لوگوي گروه دامون بیشتر بدانيم .

ارسالی از حمید نوربخش  ...

ییلاق آرننگاه (21 شهریور 93)

گزارش صعود به ییلاق آرننگاه در شف...

تاریخچه سنگ نوردی

تاریخچه سنگ نوردی ...

اطلاعیه: قابل توجه گروههای کوهنوردی بندر انزلی

اطلاعیه: قابل توجه گروههای کوهنو...

اطلاعیه: فروش تجهیزات و لوازم کوهنوردی

اطلاعیه: فروش تجهیزات و لوازم کوه...

گپی با منیره شجری کهن (بخش دوم)

"علم طراحی تمرین، در این ورزش...

برنامه شش ماهه دوم سال 93 هیئت کوهنوردی شهرستان بندر انزلی

برنامه شش ماهه دوم سال 93 هیئت کوه...

آخرین مطالب
کوه‌نورد مشهور جهان «پیتر هبلر» به ایران می‌آید/سخنرانی«هبلر» ۱۷ آبان درتهران »بر اساس هماهنگی‌های صورت گرفته به واسطه حضور «پیتر هبلر» در «ایران» در آبان ماه سالجاری، این کوه‌نورد نامدار اطریشی ضمن بازدید از چند شهر کشورمان، روز شنبه ١٧ آبان در تهران اقدام به سخنرانی و نمایش تصاویری از سال‌ها کوه‌نوردی خود خواهد نمود. به همین بهانه، ضمن بیان سوابق کوتاهی از این کوه‌نورد ارزشمند، مختصری از فعالیت‌های ایشان را جهت استحضار ارایه می نماییم. شایان ذکر است؛ زمان دقیق و مکان این مراسم متعاقباً از طریق سایت فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی (http://msfi.ir/) اعلام خواهد گردید. پیتر هبلر کوهنورد مشهور اطریشی به واقع نخستین انسانی بود که بدون بهره گیری از کپسول اکسیژن و البته به پیشنهاد و در پی راینولد مسنر بر فراز بام دنیا اورست ایستاد (زمانیکه هبلر بر فراز قله ایستاد، کمی پائینتر مسنر مشغول تصویر برداری از او بود).وی متولد ۲۲ جولای ۱۹۴۲ در شهر مایروفن می باشد.  نخستین تلاشهای ثبت شده از هبلر در کوههای راکی و نشنال پارک یوسی میتی می باشد و البته از او به عنوان نخستین اروپایی که موفق به صعود دیواره های این منطقه گردید یاد می کنند. آغاز کوهنورد جدی هبلر به همراه راینولد مسنر در سال ۱۹۶۹ می باشد که موفقیتهای زیادی را نیز به همراه داشت. اما جدیترین و مهمترین فعالیت این دو به همان صعود بدون کپسول اکسیژن اورست در سال ۱۹۷۸ و در معیت یک تیم اطریشی باز میگردد. کاری که پیش از آن از سوی دانشمندان امری محال فرض می شد. در آن صعود و در بازگشت از قله نیز هبلر با ثبت رکورد فرود تا گردنه جنوبی و تنها در مدت یک ساعت رکوردی باور نکردنی ثبت نمود که سالها پا برجا ماند.   تصویر هبلر و مسنر بر فراز اورست علاوه بر این موفقیت، هبلر توانست صعودهای شاخص دیگری را نیز بر روی قلل ۸۰۰۰ متری به ثبت رساند که مهمترین آنها چوآیو، نانگاپاربات، کانچن چونگا و گاشربرومI می باشد و البته صعود گاشربرومI او بازهم به همراه راینولد مسنر و البته به سبک آلپی و در مدت ۳ روز در تابستان ۱۹۷۵صورت گرفت. از این صعود به عنوان نخستین صعود کاملن آلپی بر روی یک ۸۰۰۰ متری یاد می گردد.هبلر بعدها اقدام به تاسیس مدرسه کوهنوردی و اسکی در زادگاهش نمود، که امروزه توسط پسر او اداره میشود و البته خود هبلر نیز در آن به تدریس مشغول است. لازم به ذکر است در اواسط دهه ۷۰ میلادی پیترهبلر به عنوان مربی کوهنوردی و اسکی دوره هایی را برای مربیان ایرانی برگزار نموده و بسیاری از فنون کوهنوردی توسط او به آموزش کوهنوردی در ایران افزوده شد و البته پیشکسوتان مربیگری ایران اغلب از نسل او می باشند. منبع : سایت فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی (http://msfi.ir/archive/news-archive/5000-2014-09-24-17-18-34)
گزارش تدارکات مسابقه و همایش دوچرخه سواری بندر انزلی »گزارش تدارکات مسابقه و همایش دوچرخه سواری بندرانزلی "مسابقات دوچرخه سواری قهرمانی استان گیلان به میزبانی هیئت دوچرخه سواری بندرانزلی و به مناسبت هفته دفاع مقدس در تاریخ  93/6/28 به مسافت ۴۵ کیلومتر از میدان فرزانه رشت به میدان مالا بندرانزلی برگزار شد. در این مسابقات ۵ تیم در قالب ۵۳ ورزشکار در دو گروه سنی زیر ۴۰ سال و بالای ۴۰ سال شرکت داشتند."   و اما جزئیات این برنامه از دید دامونی ها: چند روز قبل از اجرای مسابقه آقای آلن پطروسیان، مدیر برگزاری این مسابقه، طبق تعاملاتی که با اعضای گروه داشتند، تقاضا کردند تا در تدارکات مسابقه با ایشان همکاری کنیم. به همین خاطر 6 نفر از اعضای گروه دوچرخه سواری دامون، متشکل از آقایان حمید نوربخش، بهداد جفرودی و محمدامین معصومی به همراه خانم ها رویا نجارباشی، مینا نوری زاد و سمیرا عالی، ساعت 7 صبح روز جمعه در میدان مالا حاضر شدند و با تعدادی از برگزارکنندگان در چینش و ساماندهی امورات پایان مسابقه همکاری نمودند.                                         در ساعت 8:30 به تدریج افرادی که قصد شرکت در همایش دوچرخه سواری و همراهی با قهرمانان را داشتند در محل حاضر شدند و پس از تعیین شماره هر یک از شرکت کنندگانِ همایش، همگی در انتظار تیم مسابقه ماندند. بعد از مدت کوتاهی، دوچرخه سواران شرکت کننده در مسابقه که از رشت حرکت کرده بودند از راه رسیدند و لحظه ای خاطره انگیز را برایمان رقم زدند. لحظه ی رسیدن به خط پایان پر از تلاش و هیجان بود و تماشای این لحظه هرگز از خاطرمان فراموش نمیشود.                           بعد از اتمام مسابقه و جمع آوری ملزومات آن، همگی در یک همایش شهری با تعداد چشمگیری از شرکت کنندگان تا ستاد فرماندهی نیروی دریایی انزلی رکاب زدیم و قهرمانان این مسابقه با هدف انتقال اطلاعات فنی و آموزشی، و ایجاد دلگرمی و همبستگی، شهروندان مشتاق و ورزش دوست بندرانزلی را در این همایش همراهی کردند. در نهایت به ستاد فرماندهی نیروی دریایی رسیدیم و به محل سالن همایش رفتیم و نتایج این مسابقات که به شرح ذیل می باشد، اعلام شد و به نفرات برتر مسابقه جوائزی اهدا شد: نتایج زیر ۴۰ سال : ۱- عقیل هاشمی از رشت ۲- محمد پور قدم از رشت ۳- آرین میر فرهادی از رشت نتایج بالای ۴۰ سال : ۱- شهریار پور صنعتی از سیاهکل ۲- محمد بخشی زاد از انزلی ۳- حسین صیاد از انزلی در مراسم اختتامیه پیش از اعلام و تقدیر قهرمانان مسابقه، از آقایان محسن دلیل حیرتی و مجید ثابت فرد که در مسابقات جهانی پیشکسوتان اتریش شرکت کرده بودند و همانطور مقامات و حامیان برگزاری تجلیل به عمل آورده شد. در پایان به 10 نفر از شرکت کنندگان در همایش نیز به قید قرعه جوایزی اهدا گردید. لازم به ذکر است که این مسابقات به میزبانی هیئت دوچرخه سواری بندرانزلی و با همکاری اداره ورزش شهرستان بندر انزلی و هیئت دوچرخه سواری استان و فرماندهی نیروی دریایی منطقه چهارم  برگزار گردید. سرداور : ایمان دلیل حیرتی ( رییس هیئت دوچرخه سواری استان گیلان ) مدیر فنی مسابقه : میثاق حسن زاده ( دبیر هیئت دوچرخه سواری استان گیلان ) مدیر برگزاری مسابقه : آلن پطروسیان ( دبیر هیئت دوچرخه سواری بندرانزلی و مشاور ارشد هیئت دوچرخه سواری استان گیلان ) اسپانسرها: شرکت پویان شمال بیمه پاسارگاد نمایندگی سایه بان رستوران حاج مرتضی موسسه کاریابی اندیشه نو شرکت نادراگزوز شرکت کراس چرخ ( دوچرخه مریدا ) نمایندگی غازیان گروه کوهنوردی دامون فروشگاه دوچرخه واژه با تشکر رویا نجار باشی جهت مشاهده عکسهای برنامه کلیک نمائید. (index.php?option=com_phocagallery view=category id=103:2chheiat Itemid=70)
گزارش صعود به دماوند: جبهه شرقی به شمال شرق از روستای گزانه »← گزارش صعود به دماوند: جبهه شرقی به شمال شرق از روستای گزانه ارسالی از : رضا آهنین جان گروه کوهنوردی آریا بندرانزلی صعود به دماوند - مرداد 93 طولانی ترین و فنی ترین مسیر صعود به قله جبهه شرقی به شمال شرق از روستای گزانه گزارش برنامه: نویسنده: رضا آهنین جان صعود کنندگان: رضا آهنین جان (سرپرست برنامه) داوود کریم بخش هادی جوادی علی ستوده         ابراهیم ساحلی  رامین شیر جهانی  روستای گزانه در مسیر جاده هراز به تهران قرار دارد و ارتفاع این روستا 1840 متر میباشد. مسیر شرقی دماوند در واقع طولانیترین مسیر قله بوده و به سبب عبور از یخچالهای نزدیک قله و ارتفاع بالای جانپناه آن (4400 متر) و همچنین طولانی بودن مسیر دستیابی به جانپناه تخت فریدون، جزو مسیرهای مشکل این قله محسوب شده و پا نهادن در این مسیر، برنامه ریزی و جسارت خاص خودش را می طلبد که از مسیر شرقی آغاز و در مسیر شمال شرق به پناهگاه تخت فریدون می رسد.   روز اول 29 مرداد : وقتی وارد روستا شدیم پس از کمی پرس و جو توانستیم حسینیه ابوالفضل رو پیدا کنیم و ماشین ها رو در اون نقطه پارک کنیم، و پیرمرد مهربانی آمد و گفت که از ماشین ها مراقبت خواهد کرد، و ما مشغول خوردن صبحانه شدیم و سپس کوله ها رو جمع و جور کردیم و آماده حرکت شدیم، از پیرمرد مسیر حرکت کوهنوردان رو پرسیدیم و ما رو راهنمایی کرد که تابلو های علامت گذاری دماوند را بگیریم و حرکت کنیم .   ساعت 8:15 حرکت کردیم و بعد از گذر از تابلو ها رسیدیم به یک دوراهی ، که یه مسیر به سمت پایین و رودخانه است و یه مسیر به سمت باغ های روستا که مسیر سمت چپ یعنی باغ ها درست است. این مسیر پاکوب ، ما رو رسوند به یه پل چوبی که روی مسیر رودخانه بود و از رویش رد شدیم و رفتیم به سمت راست رودخانه که وارد پاکوب کوچکی میشود ما رو رسوند به یه منطقه تقریبا جنگلی، که در بعضی از نقاطش آب از بالا دست به سمت پایین می آید و تقریبا قابل خوردن است، آخرین نقطه علامت گذاری شده با تابلو دماوند در همین جاست و دیگه علامتی وجود ندارد. از اینجا به بعد پوشش جنگلی نیست. وارد یک پاکوب کوچک میشوید که درستش این است که به سمت بالای تپه ها بروید و ارتفاع را زیاد کنید از اینجا وارد منطقه ای میشوید که شن نرم به صورت پوکه سفید است، سمت چپتان دره عمیق و سمت راست تپه ها و ارتفاع زیاد، شما به صورت تراورس باید این منطقه رو رد کنید که خیلی هم مشکل است، بعد از گذر این مسیر به آبشار بزرگی در دست چپتان میرسید که پایین دره نمایان است، همین پاکوب را ادامه میدهید تا به منطقه ای میرسید که یک درخت بزرگ دارد و زیر آن یک وان حمام و یک آبریز که داخل آن را از آب پر میکند البته زمانی که ما رسیدیم آب جوش سرازیر میشد، چون از بالا دست می آمد و به خاطر گرمای محیط آب آن هم گرم میشد. ساعت 10:12 در ارتفاع 1989 متر به این نقطه رسیدیم، بعد از کمی استراحت و خوردن تنقلات ، حرکت رو شروع کردیم از اینجا تا منطقه استله سر دیگر آبی وجود ندارد. زمانی که در پاکوب کوچک قرار میگیرید در دور دست تپه سنگی بزرگ و یک پرتگاه سفید رنگ که به گمانم از جنس پودر آهک باشد به صورت سفید نمایان است و دماوند هم در سمت چپ این مناظر می درخشد، باید همین پاکوب را ادامه دهید به سمت همین نقاط خوشبختانه وقتی وارد پاکوب هستید شما را به سمت همان منطقه هدایت میکند. ، ساعت 11:35 در ارتفاع 2236 متر یک استراحتی کردیم که یک تیم از تهران هم در آنجا بود و بعد از احوال پرسی به راه افتادیم، خلاصه گردنه روبرو را رد کردیم و در ساعت 2:10 عصر در ارتفاع 2730 متر به منطقه استله سر که گوسفند سرا هم هست رسیدیم ، این منطقه به دشت شقایق هم معروف است، در اینجا آب بسیار خنک و زلالی هست که روح آدم بعد از آن گرما، جلا پیدا میکند نکته خیلی مهم : از اینجا بهترین مسیر صعود این هست که به سمت یال کوه سمت راستی بکشید بالا واز خط الراس به سمت پناهگاه و قله منار حرکت کنید، درست ترین حالت همین هست. به هر حال ما چون این موضوع را نمیدانستیم و بعد متوجه شدیم به سمت شیب بالای استله سر حرکت کردیم در اینجا سنگ های بزرگ با همراه شن اسکیِ خیلی زیادی است، که ما کشیدیم به سمت بالا ، سه قله با هم در سمت چپ شما است که بلندترین و سمت چپی آن قله منار است که در این مسیر باید تراورس کرد ما همین کار را کردیم که واقعا کار بسیار سخت و سنگینی است و توان آدم را میگیرد بعد از دو استراحت به محل چشمه سهند شیر قلیان رسیدیم. ساعت 6:56 ارتفاع 3073 متر که زیر سنگ بزرگی یک چشمه آب باریکی وجود دارد از این منطقه بعد از استراحت به سمت یال قله منار بالا کشیدیم، سختی روز اول تازه از این به بعد داشت شروع میشد وقتی از سنگ ها و صخره های بزرگ بالا رفتیم، رسیدیم به زیر یال که شن اسکی بسیار سنگینی داشت، هوا کم کم رو به تاریکی بود و به یکباره سرما داشت شروع میشد که در شیب تند یال قله منار گیر افتاده بودیم. دو نفر از بچه ها این شرایط را قبلا تجربه نکرده بودند وخیلی ترسیده بودند ولی به هر حال با تذکر و روحیه دادن به آن ها سریع دستکش و چراغ پیشانی رو آماده کردند و شروع به بالا رفتن از این منطقه کردیم ، واقعا خیلی سخت بود هر یک متر بالا میرفتیم دوباره سر میخوردیم و پایین می آمدیم ، خصوصا که یکی از بچه ها توانش را از دست داده بود و ترسیده بود که نمیتونست خودش رو بالا بکشه که به ناچار با داد زدن سرش و ایجاد روحیه دادن تونست تکانی بخوره و بیاد بالا ، من کمی جلو تر حرکت کردم و بعد از حدود 1:30 تلاش در تاریکی شب تونستم یال قله را پیدا کنم وبچه ها رو خبر کردم، دومین نفر رامین رسید که دیگه حال نداشت و تخلیه شده بود، من اطراف رو گشتم تا پناهگاه رو پیدا کنم متاسفانه هیچ اثری ازش ندیدم ، خلاصه تصمیم گرفتم که همان جا چادر رو برپا کنیم تا شب رو بگذرونیم، ساعت حدود 9:30 شب بود ارتفاع 3522 متر ، باد سردی می آمد یکم پایین تر مکانی رو آماده کردم کمی شیب داشت ولی از هیچی بهتر بود. سنگ ها رو کنار زدم و کف زمین رو آماده کردم، رامین حالش بهم خورده بود یکم موندم تا خوب شد بعد باهاش چادر رو زدیم ، کم کم علی و هادی هم اومدن داوود وابی هم پایین تر زیر شن اسکی ماندند وشب رو همانجا گذروندند ، ما یه چای خوردیم وسریع سوپ آماده کردیم و شام خوردیم و تو اون شرایط سخت گرفتیم خوابیدیم ساعت از 10 شب گذشته بود.     روز دوم 30 مرداد : ساعت 8:10 صبح از خواب بیدار شدیم، آفتاب همه جا رو روشن کرده بود اومد بیرون دیدم داوود رسیده رو یال و ابی هم نزدیک یال بود اونا تو روشنایی روز، پاکوب اصلی کنار قله را پیدا کردند و راحت تر اومدند بالا. خلاصه همه جمع شدیم ذخیره آبمان تمام شده بود من پناهگاه رو پیدا کرده بودم از ما خیلی فاصله داشت ما تو ارتفاع 3522 متر بودیم و پناهگاه تو 4000 متر، تمام جای آب ها رو وارسی کردم کلا به اندازه دو عدد آب معدنی کوچک که هر کدام به اندازه نصف آب داشت برامون باقی مونده بود ، یکی رو داوود داشت و یکی رو هادی. برای خودم تخمین زمان و مسیر تا پناهگاه رو زدم و حساب کردم که کجاها باید هر نفر یه جرعه آب بنوشه ، خلاصه چادر رو جمع کردیم و داوود و علی و ابی رو جلوتر فرستادم و من و هادی و رامین با تاخیر حرکت کردیم ، ساعت 9:24 صبح حرکت شروع شد و روی یال قله حرکت کردیم. دیگه تشنگی بدجور داشت فشار می آورد باید جرعه جرعه آب مصرف می کردیم، چاره ای نداشتیم خلاصه به بچه ها رسیدیم تصمیم بر این شد که اول تو پناهگاه استراحت کنیم و بعد یه تیم به سمت قله حرکت کنه و به امید خدا قله رو فتح کنه ، باهر سختی که بود ساعت 10:53 رسیدیم به تخته فریدون ارتفاع  4000 متر . تیم های دیگه ای اونجا بودن که وقتی شرایط ما رو دیدین اومدن به کمک ما و سریع آب آوردند که این صحنه واقعا برام خوشایند بود ، حس کمک به هم نوع و کوه نوردی زیبا بود خلاصه رفع عطش شد ویکم استراحت کردیم تا حالمون جا اومد و بعد سریع با رامین چادر رو برپا کردیم ، داوود اینا هم رسیدند وچادر دوم هم بر پا شد وبعد یه چایی تمییز که خیلی هم چسبید حالمان را جا آورد ، تصمیم گرفتم با توجه به حال عمومی بچه ها دو نفر با خودم رو برای صعود آماده کنم ، من و رامین و هادی برای صعود و بقیه باید میموندن چون حالشون برای بالا اومدن مناسب نبود ، بعد استراحت کامل و خوردن ناهار و یه چایی دیگه کم کم آماده رفتن شدیم. نکته : در پناهگاه آب وجود ندارد بلکه باید از یخچال پایین پناهگاه آب را تامین کرد که ناگفته نماند که بنده خدا علی زحمت تامین آب گروه را به عهده گرفت که واقعا دستش درد نکنه کار بزرگی بود. آب به اندازه کافی برداشته شد و یه نفر از بچه های ایلام هم خواست با ما بیاید ، شرایط اون رو پرسیدم و طبق گفته خودش آماده بود ، دیگه کم کم تمام گروه ها داشتند می آمدند پایین و یه سری هم نیمه کاره صعود رو رها کرده بودند به دلیل فشار وارده ، ما ساعت 1:40 عصر به سمت قله به راه افتادیم ، با گروه های مختلف تو راه صحبت میکردیم و وضعیت هوا رو روی قله ازشون میپرسیدیم ، طبق آماری که توسط تلفن از آقای منفرد گرفته بودم امشب روی قله هوا به 10- درجه زیر صفر میرسید پس باید عجله میکردیم ولی با توجه به اوضاع ،با گام کاملا آروم و راحت به مسیر ادامه دادیم ، هوا مه گرفته بود ، شرایط متغیر بود ، کمی مه ، کمی آفتاب ، بعد از یک مرحله استراحت ساعت 3:42 به یه منطقه برف آبی رسیدیم که برف یخچال اون داشت آب میشد و آب بسیار سردی هم با فشار به سمت پایین سرازیر میشد.دره یخار با اون شکوه و عظمتش در سمت چپ ما قرار داشت.  ارتفاع 4895 متر شده بود ساعت 4:16 ما مرز 5038 متر رو گذروندیم یکم بالا تر به تیم فراز تهران که تازه داشت برمیگشت رسیدیم و احوال پرسی کردیم من به اونا گفتم که ما چهار نفر داریم میریم بالا محض احتیاط حواسشون باشه که تا شب اگر بر نگشتیم برای نجات اقدام کنند واون ها هم قبول کردند. بعد از کمی استراحت حرکت کردیم هوا مرتب در تغییر بود کمی مه ، بعد کمی آفتاب ، تو ارتفاع 5538 متر بودیم که کم کم دونه های برف رو احساس کردیم خیلی ضعیف برف می آمد ساعت شده بود 7:05 عصر ، بچه ها توانشون رو خیلی از دست داده بودند ، از اینجا من شروع کردم با صدای بلند به اون ها روحیه دادن ، که شما میتونید ، توانش رو دارید ، دیگه چیزی نمونده ، قله بالای سرمونه وهر چی که به ذهنم میرسید برای روحیه دادن به اون ها میگفتم ودر چند نقطه شروع به ماساژ صورت ودست های هادی و رامین و دوست ایلامی ما که اسمش کوروش بود دادم و کمی حالشون رو جا آوردم.   فوران گوگرد در مسیر جنوبی کاملا مشهود بود هوا دیگه کاملا صاف و تمییز شده بود غروب آفتاب چقدر زیبا بود، تمام قلل 4000 متر اطراف زیر پای ما از جمله توچال کاملا معلوم بود . دیگه بچه ها حرکتشون کند شده بود و من کمی جلو تر رفتم وبه قله رسیدم واز اونجا فورا به اون ها اعلام کردم که دیگه رسیدیم وبچه ها روحیه گرفتند و کمی راحت تر بالا اومدن خلاصه ساعت 7:40 عصر در ارتفاع 5671 متر قله دماوند رو فتح کردیم اون تصویری که از بالا ما میدیدیم واقعا قابل وصف نیست چقدر زیبا و با عظمت بود ، هوا هر لحظه داشت سرد تر میشد سریع عکس ها رو گرفتیم ، یک تیم هم روی قله چادر زده بودند وتمرین ارتفاع داشتند میکردند ، دیگه هوا بد جور داشت سرد میشد. ساعت 8:15 عصر بود که به سمت پایین سرازیر شدیم ، تمام حواسم روی GPS بود که مسیر رو گم نکنیم دیگه هوا تاریک شده بود که به 4900 متر رسیدیم ، خیلی هوا سرد شده بود لباس ها رو زیاد کردیم تا دمای بدن رو از دست ندیم. بعد از چند مرحله استراحت اومدیم آب بخوریم دیدیم جای آبمون یخ زده،جالب بود از سرمای زیاد ،که در حرکت بودیم تقریبا گرم بودیم و افت دما رو زیاد حس نمیکردیم ولی دما تقریبا تا 6- پایین اومده بود خلاصه به هر صورت با سختی زیاد تو پاکوب به کمک GPS قرار گرفتیم و دیگر ارتفاع رو به 4700 متر رسونده بودیم که چراغهای چادرها از دور نمایان شد و بچه های پایین که نور چراغ پیشانی ما رو دیدن بما علامت میدادن،که دارید نزدیک میشید. خیلی برام این صحنه جالب بود خلاصه در ساعت 11:20 شب با تمام سختی به پناهگاه رسیدیم و بعد از احوالپرسی ،سریع علی چایی داغ برامون آماده کرد. دیگر توانی نداشتیم و بعد از خوردن چایی شروع به گرم کردن سوپ کردیم و یه شام دل چسب رو مهیا کردیم،و حسابی انرژی کسب کردیم حدودا ساعت 12:30 شب میشد که برای خواب آماده شدیم و یک روز خیلی سخت رو پشت سر گذاشتیم. روز سوم 31 مرداد: صبح جمعه هوا آفتاب زده و باد شدیدی میزد ساعت 7:10 صبح، منتظریم تا کمی باد افت کند و بعد حرکت کنیم،تو این فرصت شروع به خوردن صبحانه کردیم و حسابی جای همه خالی صبحانه خوردیم ،چند تا تیم که صبح زود به سمت قله رفته بودند بخاطر بدی هوا داشتند برمیگشتند و نتونسته بودند به سمت بالا حرکت کنند،خلاصه بعد از جمع کردن چادرها و آماده شدن و گرفتن عکس دسته جمعی ساعت 9 صبح حرکت به سمت پایین رو آغاز کردیم. نکته: از اینجا به بعد تصمیم گرفتم که دیگر به سمت گزانه نریم و مسیر رو تغییر دادم، که واقعا تصمیم درستی بود و به سمت روستای ناندل حرکت کردیم که با آقای صالحی در این روستا تلفنی هماهنگ کردم( تلفن آقای صالحی این شماره است 09111254045) که یه نیسان به منطقه گردنه سر بفرستد و از اونجا با ماشین به گزانه بریم. این مسیر خیلی راحت تر از مسیر گزانه است،مسیر کاملا مشخص و توام با سنگ لاخ ولی تقریبا خوب بود . ساعت 9:45 به یه  چمن زار  رسیدیم ،ارتفاع 4127 متر وبعد از استراحت به سمت پایین حرکت کردیم ،ساعت 11:16 در ارتفاع 3331 متر یه منطقه باز چمن بود که دوباره استراحت کردیم ،و ساعت 11:55 در ارتفاع 2937 متر به منطقه گردنه سر رسیدیم،که اونجا یه نیسان منتظر ما بود که آقای صالحی زحمت کشیده و فرستاده بودند.   لحظه خوشایندی بود خلاصه از اینجا ماشین سواری آغاز شد به هر سمتی که میرفتیم قله زیبای دماوند رو میدیدیم خلاصه از ناندل گذر کردیم و در مسیر گزانه قرار گرفتیم ،بعد از کلی جاده های پیچ در پیچ ساعت 2 عصر به روستای گزانه رسیدیم و بعد از آوردن ماشینهای خودمون رفتیم به سمت لاریجان و آب گرم و بعدا نهار حسابی و مفصل با کباب ،و بعد به سمت انزلی حرکت کردیم که ساعت حدود 1:30 شب بود که در میدان مالا دوستان آریایی ما و هیئت کوهنوردی به استقبال ما آمده بودند و با دسته گل و شیرینی ورودمون رو خیر مقدم گفتند که خیلی برام زیبا بود. و کوهنوردی فقط قله رفتن نیست....!   جهت مشاهده فایل  PDF  کلیک نمائید. (images/stories/pdf/arya.pdf) جهت مشاهده عکسها کلیک نمائید. (index.php?option=com_phocagallery view=category id=100:damavandaraya93 Itemid=70)
از صعودهای به اصطلاح فنی و شتاب زده تا شلوارک پوشان دمپایی به پا »از صعودهای به اصطلاح فنی و شتاب زده تا شلوارک پوشان دمپایی به پا ارسالی از : بهداد جفرودی * انسان طی توالی فرهنگی خود در طول تاریخ از عصر پارینه سنگی تا به امروز همواره درحال یادگیری آموزه های مختلف و فراموش کردن همه آنها بوده است...! اما گاه به هر دلیلی بخش هایی از این آموزه ها در ذهن بشر باقی می ماند و باید و نباید ها، هنجارها، اخلاق، علم و ... را در جامعه بشری شکل می دهد. اما بی شک درد بشر امروز استفاده نابخردانه از این میراث بازمانده از توالی فرهنگی اجداد خویش است، عمق فاجعه اینجاست که بعد از این همه فراموشی و دوباره یادگرفتن، آگاهانه فکر و دل را به فراموشی می سپاریم. خطوط پیش رو نگاهی هر چند اجمالی بر حال و هوای حاکم بر جامعه کوهنوردی این روزهای انزلی و نقش این فراموشی انتخابی در این رشته ورزشی است. گویا کوهنوردان ایرانی در بین سایر اقشار جامعه اصرار بیشتری به فراموش کردن دارند، فراموش کردن تجربه های تلخ، ناگوار و آسیب زا که این فراموشی به سهم خود باعث تکرار فجایع و آسیب ها می شود. خوشبختانه شهر انزلی هنوز با این اتفاقات تلخ و ناگوار فاصله دارد، یعنی هنوز سودای کوهنوردی فنی آنقدرها بالا نگرفته...! با این وجود نشانه های این بیماری به شدت مسری که کوهنوردی کشور و استان را آلوده کرده در این شهر کوچک نیز به وضوح قابل مشاهده است. صعود های بی حوصله و شتاب زده، صعود به هر قیمتی، صعودهایی که در آنها از تبحر، تجربه، آموزش و ابزار مناسب یا اصلا خبری نیست یا عوامل فوق نقش کمرنگی در آنها دارند. به جرات می توان گفت که معمولا هیچ حادثه ای در کوهنوردی، یکباره و خود به خود ایجاد نمی شود. به دیگر سخن، حادثه در کوه بلای آسمانی نیست که ناگهان و از عالم غیب نازل شود...! نه تنها این چنین نیست بلکه هر حادثه کوهنوردی پیش از وقوع، دقیقا نشانه های خاص خود را بروز می دهد و یا اینکه اصلا این نشانه ها روزها قبل از صعود وجود دارند. با نگاهی به صعودهایی که در چند سال اخیر منجر به فاجعه شده اند می توان چنین نتیجه گرفت که در اکثر موارد کوهنوردان یا اصلا متوجه بروز و وجود نشانه های منجر به حادثه نشده اند، یا با وجود آگاهی بر نشانه ها و یا حتی تشخیص احتمال حادثه، آگاهانه به استقبال فاجعه رفته اند...! اما از دنیای پر از شور و شیدایی صعود های فنی که بگذریم،  با نگاهی گذرا به این روزهای کوهنوردی انزلی مخصوصا در یک صبح تابستانی جمعه که بدون شک از فضای کوهنوردی حاکم بر استان نیز جدا نیست، می توان شاهد پدیده ی آزاردهنده دیگری نیز بود. مشاهده موجودات شلوارک پوش و دمپایی به پا که تحت عنوان گروه کوهنوردی، قصد رفتن به اولین مسیر فرعی منشعب از یک جاده کوهستانی را دارند...! اما خدای نکرده اصلا بحث بر سر ماهیت وجودی چنین موجودات نازنینی که با هر شکل و عنوانی در جستجوی شادی(؟) هستند نیست، جای ما را که تنگ نکرده اند...! سوال اینجاست، آخر چرا عنوان هایی مثل کوهنورد، طبیعت گرد و... را برای خود برمیگزینند؟ طبیعت گردی و کوهنوردی هم مثل سایر فعالیت ها برای خود تعاریف و چارچوب هایی دارند... طبیعت گرد واقعی غیر از ردپای خویش چیزی در طبیعت به جا نمی گذارد، حتی نسبت به همان ردپا هم احساس مسولیت دارد...! طبیعت گرد واقعی به افراد جامعه محلی، فرهنگ، عقاید و باورهایشان احترام می گذارد، و به بیان دیگر با تمام وجود با طبیعت و محیط اطراف خود یکی می شود. آخر وجود این همه تناقض را چگونه می توان توجیه کرد؟ تناقض تلخی که دید عموم مردم و فلان دستگاه و ارگان را به کوهنورد و کوهنوردی شکل می دهد. بدون تردید بررسی همه جانبه ی آسیب ها و مسائل کوهنوردی شهر از قدرت قلم نگارنده خارج است اما با توجه به نوزایی و رنسانسی که در کالبد پوسیده کوهنوردی شهر صورت گرفته و با قرار گرفتن افراد کاردان و متخصص در جایگاه درست خویش (از آنجا که از نقش تعیین کننده ی مربیان، راهنمایان، متولیان و دست اندرکاران امر کوهنوردی در فرهنگ سازی و اعتلای این رشته نمی توان چشم پوشید) و همچنین وجود گروه ها و تاثیر و تاثرات آنها بر همدیگر و بر هیئت کوهنوردی، تحقق پیدا کردن آینده ای روشن تر دور از ذهن نیست. پیشرفت و اعتلای جامعه ی کوهنوردی بدون کار گروهی و تعامل میان گروه ها میسر نیست، کما اینکه تغییر و تحولات اخیر در جریان کوهنوردی انزلی را بدون ارتباط و تعامل هدفمند گروه ها شاهد نبودیم. با مغتنم شمردن فرصت ایجاد شده، برای تصمیم گیران و سیاست گذاران کوهنوردی شهر، آرزوی روزهایی پویا و بالنده می نمایم.
از صعودهای به اصطلاح فنی و شتاب زده تا شلوارک پوشان دمپایی به پا »  ارسالی از : بهداد جفرودی * انسان طی توالی فرهنگی خود در طول تاریخ از عصر پارینه سنگی تا به امروز همواره درحال یادگیری آموزه های مختلف و فراموش کردن همه آنها بوده است...! اما گاه به هر دلیلی بخش هایی از این آموزه ها در ذهن بشر باقی می ماند و باید و نباید ها، هنجارها، اخلاق، علم و ... را در جامعه بشری شکل می دهد. اما بی شک درد بشر امروز استفاده نابخردانه از این میراث بازمانده از توالی فرهنگی اجداد خویش است، عمق فاجعه اینجاست که بعد از این همه فراموشی و دوباره یادگرفتن، آگاهانه فکر و دل را به فراموشی می سپاریم. خطوط پیش رو نگاهی هر چند اجمالی بر حال و هوای حاکم بر جامعه کوهنوردی این روزهای انزلی و نقش این فراموشی انتخابی در این رشته ورزشی ست. گویا کوهنوردان ایرانی در بین سایر اقشار جامعه اصرار بیشتری به فراموش کردن دارند، فراموش کردن تجربه های تلخ، ناگوار و آسیب زا که این فراموشی به سهم خود باعث تکرار فجایع و آسیب ها می شود. خوشبختانه شهر انزلی هنوز با این اتفاقات تلخ و ناگوار فاصله دارد، یعنی هنوز سودای کوهنوردی فنی آنقدرها بالا نگرفته...! با این وجود نشانه های این بیماری به شدت مسری که کوهنوردی کشور و استان را آلوده کرده در این شهر کوچک نیز به وضوح قابل مشاهده است. صعود های بی حوصله و شتاب زده، صعود به هر قیمتی، صعودهایی که در آنها از تبحر، تجربه، آموزش و ابزار مناسب یا اصلا خبری نیست یا عوامل فوق نقش کمرنگی در آنها دارند. به جرات می توان گفت که معمولا هیچ حادثه ای در کوهنوردی، یکباره و خود به خود ایجاد نمی شود. به دیگر سخن، حادثه در کوه بلای آسمانی نیست که ناگهان و از عالم غیب نازل شود...! نه تنها این چنین نیست بلکه هر حادثه کوهنوردی پیش از وقوع، دقیقا نشانه های خاص خود را بروز می دهد و یا اینکه اصلا این نشانه ها روزها قبل از صعود وجود دارند. با نگاهی به صعودهایی که در چند سال اخیر منجر به فاجعه شده اند می توان چنین نتیجه گرفت که در اکثر موارد کوهنوردان یا اصلا متوجه بروز و وجود نشانه های منجر به حادثه نشده اند، یا با وجود آگاهی بر نشانه ها و یا حتی تشخیص احتمال حادثه، آگاهانه به استقبال فاجعه رفته اند...! اما از دنیای پر از شور و شیدایی صعود های فنی که بگذریم،  با نگاهی گذرا به این روزهای کوهنوردی انزلی مخصوصا در یک صبح تابستانی جمعه که بدون شک از فضای کوهنوردی حاکم بر استان نیز جدا نیست، می توان شاهد پدیده ی آزاردهنده دیگری نیز بود. مشاهده موجودات شلوارک پوش و دمپایی به پا که تحت عنوان گروه کوهنوردی، قصد رفتن به اولین مسیر فرعی منشعب از یک جاده کوهستانی را دارند...! اما خدای نکرده اصلا بحث بر سر ماهیت وجودی چنین موجودات نازنینی که با هر شکل و عنوانی در جستجوی شادی(؟) هستند نیست، جای ما را که تنگ نکرده اند...! سوال اینجاست، آخر چرا عنوان هایی مثل کوهنورد، طبیعت گرد و... را برای خود برمیگزینند؟ طبیعت گردی و کوهنوردی هم مثل سایر فعالیت ها برای خود تعاریف و چارچوب هایی دارند... طبیعت گرد واقعی غیر از ردپای خویش چیزی در طبیعت به جا نمی گذارد، حتی نسبت به همان ردپا هم احساس مسولیت دارد...! طبیعت گرد واقعی به افراد جامعه محلی، فرهنگ، عقاید و باورهایشان احترام می گذارد، و به بیان دیگر با تمام وجود با طبیعت و محیط اطراف خود یکی می شود. آخر وجود این همه تناقض را چگونه می توان توجیه کرد؟ تناقض تلخی که دید عموم مردم و فلان دستگاه و ارگان را به کوهنورد و کوهنوردی شکل می دهد. بدون تردید بررسی همه جانبه ی آسیب ها و مسائل کوهنوردی شهر از قدرت قلم نگارنده خارج است اما با توجه به نوزایی و رنسانسی که در کالبد پوسیده کوهنوردی شهر صورت گرفته و با قرار گرفتن افراد کاردان و متخصص در جایگاه درست خویش (از آنجا که از نقش تعیین کننده ی مربیان، راهنمایان، متولیان و دست اندرکاران امر کوهنوردی در فرهنگ سازی و اعتلای این رشته نمی توان چشم پوشید) و همچنین وجود گروه ها و تاثیر و تاثرات آنها بر همدیگر و بر هیئت کوهنوردی، تحقق پیدا کردن آینده ای روشن تر دور از ذهن نیست. پیشرفت و اعتلای جامعه ی کوهنوردی بدون کار گروهی و تعامل میان گروه ها میسر نیست، کما اینکه تغییر و تحولات اخیر در جریان کوهنوردی انزلی را بدون ارتباط و تعامل هدفمند گروه ها شاهد نبودیم. با مغتنم شمردن فرصت ایجاد شده، برای تصمیم گیران و سیاست گذاران کوهنوردی شهر، آرزوی روزهایی پویا و بالنده می نمایم.
ییلاق آرننگاه (21 شهریور 93) »گزارش صعود به ییلاق آرننگاه در شفت تاریخ اجرا: 21/6/1393 سرپرست: امیر داداشی راهنما: آقای عزیز زاده جلودار: حمید نوربخش عقب دار: نیما دریاگرد کوهیاران: مینا نوری زاد- رویا نجارباشی- مجید حق بین- رضا عباسپور همنوردان ما در شفت: آقایان: عزیز زاده- باقری- همتی- شکری- کوهنورد شهرستان شفت با مساحت969/576 كيلو متر مربع شامل دو بخش مركزي و احمد سر گوراب و چهار دهستان جيرده ، ملا سرا نصير محله و چوبر مي باشد . گفتني است اين شهرستان درسال 1374 ازشهرستان فومن مستقل گرديد. از جمله مناطق كوهستاني اين شهرستان از ارتفاعات امامزاده ابراهيم ، دره سيامزگي ، روستاي خرمكش وپايين توسه قابل ذكر است . ازعوارض طبيعي اين منطقه وجود رودخانه سيامزگي دركنار روستاي عثماوندان و شهر شفت است كه روستا هاي زيادي را در مسيرجريان خود مشروب مي نمايد . كوههاي امامزاده ابراهيم و دره سيا مزگي نيز جزء عوارض طبيعي اين منطقه بشمار مي روند. گزارش برنامه به نام خالق هستی روز جمعه 21 ام شهریور در ساعت 5:30 در میدان بی بی حوریه حاضر بودیم. به لطف نیروی انتظامی با حدود یک ساعت تاخیر با سه مینی بوس (54 نفر) ساعت 6:20  از بی بی حوریه حرکت کردیم. ساعت 6:45 در رشت و 7:15 در 15 کیلومتری شفت بودیم. کمی بالاتر در ساعت 7:19 از مسیر سقالکسار (سمت چپ جاده)- روستای تکرم (سمت چپ) – روستای خمیران (سمت راست)- برزو هندان (راست)- روستای شالده عبور کردیم. ساعت 7:30 به شهرستان شفت رسیدیم. پس از عبور از بداب در ساعت 7:40 در حدود هفت دقیقه بعد به مسیری دو راهی رسیدیم که سمت راست به قلعه رودخان فومن و سمت چپ به روستای سیاهمزگی می رود. تا رسیدن دو مینی بوس دیگر توقف کرده و 8:30 به راه افتادیم. پس از عبور از مناطق شالما- لپوندان- کارخانه چای سیاهمزگی- علیسرا , ساعت 8:46 به روستای توسه سیاهمزگی رسیدیم. در ساعت 8:55 در روستای خرمکش بودیم و کمی بالاتر ساعت 9:00  قبل پل پیاده شدیم. مسیر سمت چپ پل مقصد ما به کمپ شلم جار بود که تا آنجا حدود 10 کیلومتر مسافت داشتیم. پس از سلام و احوالپرسی با همنوردان شفتی در ساعت 9:15 از ارتفاع 417 متری کوهپیمایی خود را آغاز کردیم. مسیر جنگلی بسیار زیبا با همراهی رودخانه ای خروشان در سمت راست و صدای زیبای خروش آب همراهمان بود و هوا نیز بسیار خوب و دلپذیر می نمود. در ساعت 10:40 به آوینه روبار (آب روشن) در ارتفاع 627 متری رسیدیم. در این جا کلبه ای چوبی و بسیار زیبا وجود دارد که می توان برای صرف صبحانه و نوشیدن چای از آن استفاده کرد. پس از خوردن صبحانه در ساعت 11:10 از کلبه حرکت کردیم. مسیر دارای پاکوب و انبوهی از درختان زیبا و رودخانه ای که حالا در سمت چپ ما بود , می باشد. ساعت 11:35 به درختی رسیدیم در ارتفاع 752 متری که روی آن تابلویی زده شده بود و نوشته بود " غار کسلاو " ( مرا به یاد تسلا  می اندازد). در ساعت 12:00 به 5 کیلومتری کمپ شلم جار و 12:40 به گمبا رود در ارتفاع 794 متری رسیدیم. با تصمیم سرپرست قرار شد سه نفر از گروه به نمایندگی از کل گروه با همنوردان شفتی به سمت کمپ حرکت کنند و بقیه در کنار رود گمبا مستقر شوند. ساعت 1:10 با همنوردان شفت حرکت کردیم. در ساعت 1:23 به دو راهی رسیدیم که روی درختی که سمت چپ است تابلویی زده شده و مسیر را نشان می دهد. مسیر ما سمت راست است که به استراحتگاه شلم جار و ییلاق آرننگاه می رود و  مسیر سمت چپ به النز- پشتارود- سلان سر- تولاب بره می رود. ساعت 1:37 به چشمه رسیدیم. آبی نوشیده و پس از دقایقی استراحت حرکت کردیم. در ساعت 2:13 به یک کیلومتری کمپ رسیدیم و آقای باقری لطف کرده و توضیحاتی راجع به منطقه دادند. ساعت 2:30 به کمپ شلم جار در ارتفاع 1330 متری رسیدیم. قله نراب (بام شفت) در شرق شلم جار و قله آرننگاه در جنوب آن  و منطقه شمشیر زن لاس و دایله سر در غرب آن است. از شلم جار تا ییلاق آرننگاه یک ساعت راه است. سمت راست قله سنگی و در پشت مه قله نراب (نراو یا نهراب) و سمت چپ سیاه سرک تخته سنگ بیرون آمده منطقه شمشیر زن لاس و بعد آن دایله سر پس از صرف ناهار و استراحت در ساعت 3:35  با منطقه زیبای شلم جار خداحافظی کرده و به سمت گمبا رود حرکت کردیم. ساعت 4:05 به چشمه و 4:30 به گروه رسیدیم. بچه ها آماده حرکت بودند و ما 4:35 راهی شدیم. 5:55 به آوینه روبار رسیده و بیست دقیقه ای استراحت کرده و 6:15 حرکت کردیم. ساعت 7:10 به چشمه رحمت آباد در ارتفاع 490 متری رسیدیم که موقع رفتن متوجه تابلو کوچک آن نشدم. سرانجام در ساعت 7:35 به مینی بوس ها رسیدیم و پس از سوار شدن دوستان در ساعت  7:45 به سمت انزلی حرکت کردیم. این صعود برای گروه آورده های خوبی داشت. یک: آشنایی با مسیری جدید و دوم: دیدار با دوستان بزرگواری که کوله باری از تجربه بودند و بسیار از آنها سپاسگزارم که با صبر و حوصله گروه ما را هدایت کردند و این تازه شروعی است برای ما در این منطقه برای رسیدن به قله ها و مناطق زیبایش. تشکر فراوان از آقایان: عزیز زاده- باقری- همتی- شکری با تشکر از آقای داداشی سرپرست این برنامه شاد و سلامت باشید عالی جهت دریافت فایل کلیک کنید. (http://www.damoonclub.com/images/stories/pdf/arnengah93.pdf) جهت مشاهده عکسهای برنامه کلیک نمائید. (index.php?option=com_phocagallery&view=category&id=98:arnengah93&Itemid=70)

پائیز 93

  • مشاهده در قالب پی دی اف

آخرین بروز رسانی مطلب در پنجشنبه ، 3 مهر 1393 ، 07:13

تصاویر منتخب

آمار بازدیدکنندگان

mod_vvisit_counterامروز2035
mod_vvisit_counterدیروز2413
mod_vvisit_counterماه2035
mod_vvisit_counterبازدیدها703059

تمام حقوق این سایت و مطالب آن متعلق به گروه کوهنوردی دامون بندر انزلی می باشد.

ورود به مدیریت سایت ورود اعضاء